قضاوت

روی پـــــرده کعــبه
این آیه حک شده اســت :
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
و مـــن ...
هنــــوز و تا همیشــه
به همین یک آیــه دلخــوشــــم:
"بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم!"

روی پـــــرده کعــبه
این آیه حک شده اســت :
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
و مـــن ...
هنــــوز و تا همیشــه
به همین یک آیــه دلخــوشــــم:
"بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم!"

وقتی باران می بارد همه ی پرندگان به سوی پناهگاه پرواز می کنند بجز عقاب که برای دور شدن از باران در بالای ابرها به پرواز در می آید
مشکلات برای همه وجود دارد اما طرز برخورد با آن است که باعث تفاوت می گردد
بلند پرواز باشید
در ادامه این یادداشت به برخی ویژگی های شخصیتهای خود شیفته و نحوه تاثیر آن بر ارتباطات را متذکر می شویم.
- بی شرمی
شخصی که تا حد بیمارگونه مبتلا به خودشیفتگی است کم کم احساس شرم و حیای خود را از دست داده و یا حداقل بسیار کمتر از سایر افراد احساس شرم و حیا خواهد کرد. این بدان معناست که چیزهایی که باعث می گردد دیگران به طور طبیعی احساس شرمساری کنند بر روی این افراد تاثیر مشابه ندارد و بنابراین بازی کردن با احساسات دیگران، استفاده و سواستفاده از سایر افراد و دست انداختن آنها باعث هیچ گونه تاثیری در وی نمی گردد و احساس شرمساری نمی کند که همین موضوع آنها را خطرناک می سازد. برای آنها به بازی گرفتن احساسات طرف مقابل باعث شرمساری نیست زیرا آنها همیشه خود را بالاتر از دیگران می بینند. آنها چیزی را می خواهند پس آن را به دست می آورند. صرفنظر از اینکه این کار چه تاثیری بر روی سایرین دارد چندان مهم نیست.
- تصویر ذهنی تحریف شده از خود
افراد سالم قادر به درک و شناخت عیوب و ایرادهای خود هستند، هر چند ممکن است برای شان ساده نباشد که بپذیرند باید قدری صبورتر باشند چون پرخاشگر است، باید فروتن باشد چون خودخواه است و یا باید قدری مودبانه تر صحبت کند چون کمی بی ملاحظه است و .. اما به هر حال به این عیوب واقفند در حالی که در افراد خودشیفته، شخص خودش را کامل می بیند لذا هیچ انگیزه ای برای بهبود ندارد و لذا هر گونه تغییری دور از انتظار خواهد بود.
-متلاشی کردن و از هم گسیختن دیگران
معمولا افراد خودشیفته احساس برتری و فوق العادگی می کنند لذا اگر ارزش و اعتبارشان به خطر بیفتد به قیمت نابود کردن و حتی متلاشی ساختن زندگی دیگران سعی در اصلاح امورات خود دارند. آنها دیگران را لگد مال می کنند، مقام و منزلت آنها را پایین می کشند، آنها را پست و زبون می کنند و یا حتی آنها را بی حرمت و آلوده می کنند تا خود احساس برتری نمایند. این موضوع به طور خاص در ارتباطات مشترک است. اگر شما با یک شخص خودشیفته ازدواج کنید، آنها مرتبا با تضعیف اعتماد به نفس شما و خوار و خفیف کردن شما خودش را احیا خواهد کرد و این یعنی اینکه شما سالها باید با این تفکر که موجودی پست و بی ارزش هستید و تنها هدف شما ارایه خدمات و سرویس به اوست با او زندگی کنید.افراد سالم قادر به درک و شناخت عیوب و ایرادهای خود هستند، در حالی که در افراد خودشیفته، شخص خودش را کامل می بیند لذا هیچ انگیزه ای برای بهبود ندارد.
ادامه مطلب
سه نَقطه!!! لطفن!!! اگه میاین اینجا و نظر میزارین اسم مبارکتونم بنویسید.....بگو خُب...!!
جِناب سه نُقطه...میشناسَمِتون آیا؟؟؟؟؟؟
زِشت نی جا اسمِت بِنویسی سه نُطقه؟؟؟؟؟
اگـه ...
روزها و لحظه هایی از زندگی در منزل یا محیط کار خسته و عصبانی هستیم...
اگه ...
احساس میکنیم که ممکنه نتونیم توی این شرایط ، بیان و ارتباط مطلوبی با اعضای خونواده ، دوستان و همکاران داشته باشیم ...
سعی کنیم نوشته ای رو روی کاغذ یاداشت کنیم و در اون بنویسیم :
اگه ...
احساس میکنی خسته ای و آمادگی صحبت کردن نداری ، آروم باش عزیزم
اینو بچسبونیم به دیوار اتاقمون و یا مکانی در محل کارمون که بتونیم حداقل دوبار در روز اونو ببینیم ...
میتونه در مواقعی از زندگی ، نقش یه دوست
و همراه ارزشمندی رو برای ایجاد آرامش و فراهم نمودن ارتباط مطلوب داشته باشه. 

نتایج بدست آمده نشان می دهد، افرادی که در هنگام دیدن فیلم کمدی خندیده بودند، از سیستم ایمنی قوی تری برخوردار بودند و خنده می تواند تا 40 درصد سیستم ایمنی بدن را تقویت کند.
پژوهشگران آلمانی دریافتهاند، مغز قادر به تمایز قائل شدن بین خنده ناشی از شادی، قلقلک یا تمسخر دیگران است و هر نوع خنده تأثیر متفاوتی بر سلامت فرد میگذارد.به گزارش پرشین وی و به نقل از ایسنا، تحقیقات نشان میدهد، انواع مختلف خنده دارای تأثیرات متفاوت مغزی است و انسان از سنین کودکی قادر به تمایز قائل شدن بین خنده ناشی از شادی، قلقلک یا تمسخر دیگران است.محققان دانشگاه توبینگن آلمان با بررسی تغییرات در الگوی مغز در زمان شنیدن انواع مختلف خنده، تأثیر آن را بر روی عملکرد مغز و سلامتی مورد ارزیابی قرار داده اند.
مطالعه ای
بر روی 33 زن سالم و بررسی شبکه ادارکی- احساسی نشان می دهد، بخش هایی از
مغز که به پردازش اطلاعات اجتماعی و سطح بالا حساس هستند، بیشتر به خنده
های ناشی از شادی یا قلقلک و مناطق حساس به صداهای پیچیده به خنده های
تمسخرآمیز واکنش نشان می دهند.در این تحقیق برای نیمی از داوطلبان یک فیلم
کمدی بصورت جمعی نمایش داده شد و گروه دوم نیز یک فیلم کسالت بار را تماشا
کردند؛
پس از اتمام فیلم،
نمونه گیری از سلول های ایمنی موسوم به سلول های قاتل طبیعی گرفته شد که با
سلولهای سرطانی ترکیب و میزان اثربخشی آنها در زمان وقوع بیماری مورد
بررسی قرار گرفت.نتایج بدست آمده نشان می دهد، افرادی که در هنگام دیدن
فیلم کمدی خندیده بودند، از سیستم ایمنی قوی تری برخوردار بودند و خنده می
تواند تا 40 درصد سیستم ایمنی بدن را تقویت کند.
دکتر «دیرک ویلدگروبر» سرپرست تیم تحقیقاتی خاطر نشان می کند:
خندیدن
به کسی یا خندیدن با دیگران با پاسخ های متفاوت مغز همراه است؛ مغز با
قدرت تمایز قائل شدن بین انواع مختلف خنده (ناشی از شادی، قلقلک یا تمسخر)
می تواند عملکرد بدن در مقابل بیمار یها را تقویت کند.
با استفاده
از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) فعالیت مغزی افراد در
هنگام شنیدن سه نوع خنده مختلف مورد بررسی قرار گرفت.خنده ناشی از قلقلک در
پستانداران غیر انسانی نیز دیده می شود، اما در انسان دارای عملکردهای
پیچیده ای است که می تواند دارای بار مثبت یا منفی بوده و الگوهای ارتباطی
متفاوتی در مغز ایجاد می کند.مناطق مغزی حساس به پردازش اطلاعات اجتماعی
پیچیده در زمان شنیدن صدای خنده ناشی از شادی یا قلقلک فعال می شوند که
این فعالیت در زمان شنیدن خنده تمسخرآمیز دیده نمی شود.
به
گفته محققان، محرک هایی که بر این الگوها تأثیر می گذارند، می تواند برای
آزمایش روش های درمانی جایگزین مورد استفاده قرار بگیرد.نتایج این مطالعه
در مجله PLOS ONE منتشر شده است.
مقدمه ای بر اوتیسم (در خودماندگی)
مشخصه اوتیسم محدودیت شدید و بنیادی در چندین زمینه مهم رشد می باشد: تعامل و ارتباط و
همچنین رفتار متقابل اجتماعی و توانایی بهره گیری از تخیلات. جهت تشخیص اوتیسم لازم است که
علائم رفتاری در تمام زمینه های ذکر شده فوق قبل از سن 3 سالگی در شخص موجود باشند. حتی
در صورتی که والدین متوجه شوند که در دوران شیرخوارگی مشکلاتی وجود دارد، تشخیص اوتیسم
پیش از سن هجده ماهگی بسیار دشوار است. دلیل این امر اینست که انحرافات رفتاری که برای تأیید
تشخیص به کار می روند هنوز تا این سن تکامل نیافته اند.
اغلب کودکان مبتلا به اوتیسم دارای اختلالات رشد نیز می باشند، اگرچه تعداد کمی نیز دارای رشد
طبیعی هستند. همچنین بسیاری نیز مبتلا به صرع می باشند و معلولیتهای بینایی و شنوایی در این گروه
بسیار شایع است. افراد مبتلا به سندروم آسپرگر، که وضعیتی شبیه به اوتیسم است، رشد طبیعی دارند.
به طور تقریبی 1 تا 2 کودک در هر هزار کودک مبتلا به اوتیسم می باشد، یعنی هر سال در سوئد
یکصد کودک مبتلا به اوتیسم متولد می شود. در صورت محاسبه اوتسیم و وضعیتهای شبه اوتیسم،
یا به عبارت دیگر کل طیف تشخیصهای اوتیسم، این رقم در سوئد به حداقل 6 کودک در هر هزار
کودک می رسد. همین ارقام در میان ملتهای دیگر در سراسر جهان نیز مشاهده می شود. پسران بسیار
بیشتر از دختران به اوتیسم مبتلا می شوند.
چه چیز باعث ابتلا به اوتیسم می شود؟
اوتیسم یک وضعیت تعریف شده رفتاری است اما بوسیله چندین اختلال متفاوت شناخته شده و شناخته
نشده مربوط به اعضاء در عملکرد مغز به وجود می آید که بر رشد توانایی مغز برای به کار بردن
اطلاعات تأثیرگذار هستند. در بسیاری از موارد اغلب یکعنصر ژنتیکی نیز وجود دارد. شیوه تغییر
یافته برداشت اطلاعات، نظیر اکتساب، پردازش و بکارگیری اطلاعات، فراگیری چیزهای جدید و
رفتار به شیوه ای با سازگاری مناسب، به انحرافات رفتاری منجر می شوند که قابل مشاهده می باشند.
اوتیسم چگونه ظاهر می شود؟تعامل اجتماعی
دشواری در تعامل متقابل اجتماعی اغلب قابل توجه ترین جنبه اوتیسم می باشد. نوزاد ممکن است حتی
از سنین بسیار پایین در استفاده و فهم تماس چشمی، حالات چهره، ایما و اشاره، لحن های مختلف صدا
و غیره در تماس با افراد دیگر دچار مشکل باشد. بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم هیچگونه رابطۀ
متقابل احساسی یا اجتماعی از خود نشان نمی دهند و به شکل خودانگیخته در شادیهای خود با والدین
شریک نمی شوند یا برای راحتی آنها را بروز نمی دهند. کودکان مبتلا به اوتیسم همیشه به کودکان
همسن خود علاقه نشان نمی دهند، اما حتی اگر علاقه نیز نشان دهند معمولاً در دوستیابی و حفظ
دوستان خود دچار مشکل می باشند.
ارتباط
افراد مبتلا به اوتیسم برای توانایی حرف زدن دچار تأخیر می باشند یا فاقد آن هستند و آن را با
استفاده از دیگر راههای غیر کلامی برقراری ارتباط جبران نمی کنند. در حدود نیمی از کودکان مبتلا
به اوتیسم هیچگاه شروع به حرف زدن نمی کنند. در میان کودکانی که حرف می زنند انواع بسیار
متفاوتی وجود دارد. برخی تنها از کلمات تکی استفاده می کنند. دیگران کلمات زیادی را به کار می
برند و صحیح صحبت می کنند اما اغلب اصطلاحات کلیشه ای یا چیزهایی را که دیگران گفته اند
بدون توجه به موقعیت تکرار می کنند. تعداد کمتری دارای زبانی با رشد کامل می باشند که آن را به
شکل خودانگیخته صحبت می کنند. با این وجود همگی در آغاز و ادامه مکالمه دارای مشکل می باشند
و همه آنها در فهم زبان نقایصی دارند. به ویژه فهم آنان برای معانی عمیق تر زبان دارای نقایصی می
باشد. حتی در میان افرادی که دارای مجموعه لغات بیشتری می باشند و به شکل خودانگیخته صحبت
می کنند، شایع است که آنان دارای تعبیری ثابت و تحت اللفظی از زبان می باشند.
رفتار
کودکان مبتلا به اوتیسم اغلب دارای مجموعه رفتار، علائق و فعالیتهای محدودی می باشند که با الگویی
تکراری و کلیشه ای به آنها می پردازند. نمونه هایی از این دست از قرار زیر می باشند: تمرکز شدید بر
روی فعالیتی نظیر چرخاندن چرخهای یکماشین اسباب بازی یا ردیفکردن اسباب بازی ها به دفعات
متعدد، اما نه بازیهای خودانگیخته و متنوع تظاهرگونه و ایفای نقشهای گوناگون برای بازی. تمرکز بر
روی اشیاء مختلفشایع است، همچنین تمرکز بر روال امور و عادات بسیار پیچیده که باید دقیقاً هر بار
به همان صورت تکرار شوند. تغییر چنین روالها و رسمهایی ممکن است موجب بروز ناگهانی یأس یا
خشم شود. تحمل هرگونه تغییری، مانند قرار گرفتن چیزی در جای متفاوت یا انجام کاری با ترتیبی غیر
از ترتیب معمول نیز می تواند برای فرد مبتلا به اوتیسم دشوار باشد. کودکان کمی بزرگتر و دارای رشد
یکجانبه ای نظیر جداول زمانی، تاریخ تولد « علائق ویژه » بهتر ممکن است به ویژه در دوره های زمانی
دیگران، جمعیت تمام شهرهای سوئد و غیره داشته باشند. همچنین تکان دادن مداوم دست، تکان دادن
خود به عقب و جلو و راه رفتن روی نوکپنجه پا در میان کودکان مبتلا به اوتیسم شایع است.
علاوهبر رفتارهایمبنایتشخیصدرسهزمی نهنامبردهشدهدربالا، علائمدیگرینیزدر اوتیسمشایع است:
حساسیتبیشازحد یاحساسیتبسیارکمبه برخیصداها،لمس ها،بوهاوغیره؛دوره هایبیشفعالیو
اختلالاتدر خوابو خوردن غذا و غیره. هیچ یکاز این موارد برایتشخیصابتلا به اوتیسمضروری نیستند.
انواع بسیار مختلفافراد مبتلا به اوتیسم اغلب از جهات بسیاری با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، اما تأثیر ابتلا به اوتیسم
همواره بسیار جدی است. به عنوان مثال، گفته می شود که شدت اوتیسم از شدید تا خفیف متفاوت
است، به همین ترتیب میزان توانایی ها نیز می تواند از اختلال شدید عملکردی مربوط به رشد تا میزان
بسیار بالاتر از حد متوسط متفاوت باشد. همچنین در افراد مبتلا به اوتیسم وجود وضعیتهای دیگر نظیر
سندروم های ژنتیکی مختلف، صرع، افسردگی یا اختلالات توجهی/بیش فعالی و دیگر موارد شایع
است. از این رو ممکن است فرد به عنوان بخشی از یکنقصچندگانه، مبتلا به اوتیسم شدید همراه
با یکنقصشدید یا متوسط رشد و صرع باشد و بنابراین بیشترین نقصعملکردی را داشته باشد یا
دارای شدت کمتری از اوتیسم و توانایی بالا باشد.
تفاوتهای میزان شدت تظاهرات رفتاری برای اوتیسم بسیار زیاد می باشند و به شخصیت، سن و میزان
رشد فرد نیز بستگی دارند.
چه کار می توان کرد؟
اوتیسم یک نقص عملکردی مادام العمر است. در حال حاضر هیچگونه معالجه ای برای اوتیسم وجود
ندارد. از سوی دیگر، بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم می توانند با تلاشهای آموزشی زود هنگام،
درست برنامه ریزی شده و طراحی شده برای هر فرد در یک محیط مناسب ویژه رشد قابل ملاحظه
ای داشته باشند. یکی از اهداف اصلی کمک به کودک برای تکامل برقراری ارتباط عملکردی است.
آموزش باید بر آگاهی از شیوه های منحصر به فردی که کودکان مبتلا به اوتیسم فرا می گیرند،
تجزیه و تحلیل کاربردی رفتار) و آموزش مبتنی بر ) ABA متمرکز باشد. استراتژی های مختلف
درمان و آموزش کودکان مبتلا به اوتیسم و دارای معلولیت ارتباطی مربوط) نمونه ) TEACCH برنامه
هایی از این استراتژی های آموزشی طراحی شده خاص برای افراد مبتلا به اوتیسم می باشند.
کشف، معاینه و تشخیص زود هنگام در مرحله نخست قرار دارند. مرحله بعد ارائه اطلاعات دقیق
برای والدین و دیگر افراد مربوطه و آموزش آنان در اسرع وقت می باشد. این موارد به همراه انجام
اقدامات پیشتیبانی سریع که درست برنامه ریزی و برای هر فرد به طور خاص طراحی شده اند، مبانی
طولانی مدت برای ایجاد امکان کمک به رشد کودک می باشند. یک مهدکودک و آموزش های
متعاقب آن در مدرسه که به طور خاص طراحی شده اند، پیش نیازهای مهمی برای کودک می باشند؛
همین طور فعالیتهای روزانه و محیط متناسب در خانه به همین اندازه برای افراد بزرگسال اهمیت
دارند. نوجوانان و افراد بزرگسال ممکن است برای توسعه بیشتر مهارتهایی که هدف آنها افزایش
استقلال و مشارکت است، نیاز به دسترسی مداوم به اقدامات آموزشی داشته باشند، حتی در صورتی
که این اقدامات در دوران اولیه انجام شده باشند. افراد دارای عملکرد بالا ممکن است به کمکهای
متفاوتی جهت ساماندهی تحصیلات خود و دسترسی به انواع مختلف فعالیتهای مناسب روزانه نیاز
داشته باشند.
اغلب افراد مبتلا به اوتیسم در بزرگسالی و برای بقیه عمر خود نیازمند کمکو پشتیبانی گسترده می
باشند. با این وجود، برخی افراد ممکن است نسبتاً مستقل شوند.
طیف اوتیسم چه چیزهایی را شامل می شود؟
طیف اوتیسم یک اصطلاح جمعی برای بسیاری از تشخیصهایی است که دارای علائم مشابه می باشند.
سندروم اوتیستیک یکسندروم کامل در طیف اوتیسم می باشد که اغلب به صورت مختصر
گفته می شود. اغلب افراد مبتلا به اوتیسم دارای اختلالات رشد نیز هستند. با این وجود حتی « اوتیسم »
افراد دارای رشد طبیعی نیز ممکن است مبتلا به اوتیسم باشند. به این حالت اغلب اوتیسم با عملکرد بالا
اطلاق می شود که صحیح تر است گفته شود یکفرد با عملکرد بالای مبتلا به اوتیسم.
سندروم آسپرگر، اوتیسم در افراد دارای رشد عادی یا رشد زیاد می باشد که در آن مشکلات
زبانشناختی مشاهده شده در اوتیسم وجود ندارد.
وضعیت شبه اوتیسم، اوتیسم بی قاعده یا انواع دیگر اختلالات فراگیر رشد اغلب به عنوان مترادف
یکدیگر به کار می روند. این تشخیصها بدین معنا هستند که که فرد مزبور دارای تمام معیارهای
اوتیسم یا سندروم آسپرگر نمی باشد، اما با این وجود دارای مشکلاتی با ماهیت مشابه می باشد.
اختلال فروپاشی کودکی بسیار نادر است و بدین معناست که کودک پس از سن 2 یا 3 سالگی مبتلا
به اوتیسم می شود. کودک تا این سن دارای رشد عادی است.
چه تعدادی مبتلا به اوتیسم هستند؟
هنوز مشخصنیست چه نسبتی از جمعیت مبتلا به اوتیسم و یکی دیگر از معلولیتهای عملکردی قرار
گرفته در طیف اوتیسم می باشند. بر اساس بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه، می توان به تخمین
های زیر رسید. هیچ بانکاطلاعاتی در مورد افراد مبتلا به اوتیسم در سوئد وجود ندارد.
اوتیسم
تخمین زده می شود که 1 تا 2 کودک در هر هزار کودک مبتلا به اوتیسم می باشند. این بدان
معناست که حداقل 1500 تا 3000 کودک 4 تا 17 ساله در سوئد مبتلا به اوتیسم می باشند. این رقم در
شهر استکهلم 300 تا 600 کودک است.
تمام طیف اوتیسم
تخمین زده می شود که تمام طیف اوتیسم 6 نفر در هر هزار نفر را تشکیل دهد. برای سوئد این به
معنای تقریباً 9000 کودک می باشد، در حالیکه در شهر استکهلم 1600 کودک و نوجوان در سنین 4
تا 17 سال وجود دارد. تردید بیشتری در مورد تعداد کودکان مبتلا به سندروم آسپرگر وجود دارد، اما
تعداد این گروه از افراد مبتلا به اوتیسم بیشتر است.
عملاً هنوز هیچ مطالعه ای در مورد تعداد بزرگسالان مبتلا به اوتیسم یا وضعیتهای شبه اوتیسم انجام
نشده است.
![]()
وقتی به دیگران میرسید چگونه رفتار میكنید؟
موقع عصبانیت چهطور واكنش نشان میدهید؟
وقتی كسی به شما محبت میكند از رفتار او چه برداشتی میكنید ؟ ....
و چگونه به آن پاسخ میدهید ؟
همگی با نوع شخصیت شما ارتباط دارد. پس به عبارت دیگر میتوان گفت كه شخصیت ما از مجموعهای از افكار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واكنشها تشكیل شده است كه از نوجوانی و جوانی در ما شكل میگیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبههای زندگی سایه میافكند و در طول زندگیمان تقریبا الگوی ثابتی دارد...
اما شخصیت سالم واقعا چگونه است، چه خصوصیاتی دارد یا باید چه
كیفیتی داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است دوباره به تعریف بالا
درباره شخصیت نگاهی بیندازیم و به چند نكته دقت كنیم. اول اینكه فراگیر
بودن و تاثیرگذاری بر جنبههای مختلف زندگی از شرایط اصلی شخصیت است. به
این معنی كه شخصیت یک فرد تقریبا در همه برخوردها و شرایط مختلف زندگی او
تاثیرگذار است.
نكته دوم ثبات نسبی این خصوصیات در طول زندگی
است. به این شكل كه پس از شكلگیری در اوایل دوران جوانی، ادامه مییابند و
با گذشت سالیان تفاوت كمی میكنند. به همین علت است كه نمیتوان انتظار
داشت افراد پس از ازدواج، زیاد تغییر كنند. نكته دیگر اینكه شخصیت هم شامل
افكار، عقاید و برداشتهای فرد است، هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم
توانایی كنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات. بالاخره اینكه رفتار و
برخوردهای ما در شرایط گوناگون نیز بخش مهمی از شخصیتمان را تشكیل
میدهند.
پس شخصیت من را در صورتی میتوان سالم دانست كه اولا صفات
اخلاقیام باعث شود تا بتوانم روابط مناسب و پایداری با بیشتر افراد برقرار
نمایم، بتوانم هیجانات و احساسات شدید و ناگهانی خود را كنترل كنم یا آنها
را به شكلی جامعهپسند بروز دهم و رفتارم با هنجارهای جامعهای كه در آن
زندگی میكنم تفاوت اساسی نداشته باشد یا به عبارت دیگر بتوانم به شكل
مناسبی خودم را با این هنجارها وفق بدهم. افراد دارای شخصیت سالم میتوانند
حتی در شرایطی كه برایشان دلخواه نیست خود را كنترل كنند و به شكلی از خود
انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط محیطی اقدام لازم را بكنند. خوب اگر
شما هم مثل من همه این خصوصیات را ندارید، لازم نیست خیلی نگران یا از خود
ناامید شوید. اگر حتی برخی از اینها را هم داشته باشید به احتمال زیاد شما
اختلال شخصیت ندارید!


بر پایه یافته های تحقیقی جدید، بیشتر انسان ها به این
واقعیت که در گذشته تغییر کرده اند اذعان می کنند، اما تنها تعداد معدودی
هستند که تغییر شخصیتی خود در آینده را محتمل می دانند.
به نوشته
سایت «لایو ساینس»، انسان ها معمولاً می پذیرند که در ده سال گذشته زندگی
«علایق، ارزش ها و حتی شخصیتشان» دستخوش تغییرات زیادی شده است، اما در عین
حال اصرار دارند که در ده سال آینده، فرد امروزی باقی خواهند ماند و
تغییری نخواهند کرد.
دکتر دنیل گیلبرت، متخصص علم روانشناسی در
دانشگاه هارواد، در گفت و گو با سایت لایو ساینس، می گوید: «این بدان معنا
نیست که متوجه تغییر در خود نیستیم، بلکه بیشتر به این واقعیت دلالت دارد
که در هر سنی که باشیم به این واقعیت اعتراف می کنیم که در ۱۰ سال گذشته
تغییراتی زیادی را در خود شاهد بوده ایم. در همه ما انسان ها حسی درونی
وجود دارد که بر مبنای آن باور داریم که پیشرفت روندی است که ما را به این
نقطه رسانده و اکنون دیگر کاری نداریم.»
شخصیت دائمی
در
هفته جاری (چهارم ژانویه) دکتر گیلبرت و همکارانش طی مقاله ای مفصل در
نشریه علمی «ساینس» ضمن گزارش یافته های پژوهش یاد شده، چنین حالت روانی را
توهم «پایان تاریخ» نام نهادند.
دکتر گیلبرت می گوید فرقی نمی کند
در چه سنی باشید، آدم ها طوری رفتار می کنند که انگار تاریخ شخصیتشان را
شکل داده و اکنون کارش را انجام داده و آنها را در قالب نهایی رها کرده
است.
پژوهش فوق به روش ارائه پرسشنامه های اینترنتی به جمعیتی متشکل
از ۱۹۰۰۰ نفر شرکت کننده انجام شد. در هر مورد، محققان پاسخ شرکت کنندگان
۱۸ ساله درباره ۱۰ سال آینده شان را با پاسخ ۲۸ ساله ها درباره ۱۰ سال
گذشته شان مقایسه می کردند، (و به همین ترتیب ۱۹ ساله ها با ۲۹ ساله ها، ۲۰
ساله ها با ۳۰ ساله ها و ... تا ۶۸ ساله ها.)
بر این اساس افراد
مسن تر، در همه موارد تغییر را «در دهه گذشته زندگی» خود گزارش کردند. در
حالی که شرکت کنندگان جوان تر در آن حدی که مسن ترها تغییر را گزارش کرده
بودند انتظار تغییر نشان ندادند: «وقتی یک شخص ۴۰ ساله به گذشته خود نگاه
می کند، می گوید از نظر شخصیت، ارزش ها، سلایق خیلی تغییر کرده ام. اما
زمانی که یک شخص ۳۰ ساله به گذشته اش نگاه می کند می گوید انتظار ندارم
آنقدرها در هیچ کدام از این ابعاد شخصیتی تغییر کنم.»
به ظاهر توهم
«پایان تاریخ» به دو دلیل بروز می کند: نخست آنکه زمانی که فرد باور می کند
که خودش را می شناسد و آینده قابل پیش بینی است، احساس آسودگی به وی دست
می دهد. دیگر آنکه اساساً تصور آینده از به خاطر آوردن گذشته دشوارتر است.
اما
جالب است بدانید که این قضاوت نادرست در دنیای واقعی تبعات زیادی برای
انسان ها در بردارد. برای مثال، شخص تصمیم هایی در زندگی خود اتخاذ می کند،
از ازدواج گرفته تا شغل، با این باور که دهه ها بعد همین شخصی خواهد بود
که امروز است و بودن با همین آدم ها و انجام همین کارها را خواهد پسندید.
در حالی که در عمل به هیچ وجه چنین نخواهد بود و ابعاد مختلف شخصیتی فرد
دستخوش تغییرات زیادی خواهد شد.
اما به گفته دکتر گیلبرت یک راه
برای مقابله با این حالت روانی در انسان وجود دارد و آن اینکه همیشه «حاشیه
ای برای فرار» برای خود باقی بگذارید. برای مثال اگر امروز بلیطی برای
دیدن یک کنسرت در ۱۰ سال آینده خریداری می کنید، به نفعتان است که بلیط های
قابل مرجوع شدن را انتخاب کنید.
با این همه قبل از اینکه عبارتی
جدید مبنی بر حق فسخ یک جانبه ازدواج را در عقدنامه خود بگنجانید بد نیست
بدانید که بر مبنای تحقیق دیگری که دکتر گیلبرت انجام داده است زمانی که
افراد بدانند در آینده امکان تغییر نظر خواهند داشت، نسبت به تصمیم های خود
احساس رضایت کمتری خواهند داشت. یعنی کسانی که در زندگی خود تصمیم های
غیرقابل برگشتی اتخاذ می کنند احساس خوشبختی بیشتری خواهند داشت.
به قول دکتر گیلبرت: «آرمانی ترین شرایط آن است که اجازه تغییر رأی داشته باشید، اما خودتان ندانید.»
وقتی
از چیزی ناراحت هستید و از احساس کردن آن اجتناب می کنید ، بر وخامت شرایط
می افزایید . گاهی نیز لازم است رنجش و آزردگی را احساس کنید . التیام
زمانی شروع می شود که بر حقیقت تألم خود صحه بگذارید و تا این کار را نکنید
، ناراحت باقی می مانید .
غم و اندوه
قبل از هر چیزی بپذیرید که
ناراحت شده اید . ساده نیست . ممکن است احساس کنید به اندازه کافی مورد
توجه قرار نگرفته اید ، ضعیف هستید و یا به قدری که فکر می کردید خوب
نیستید .باید در هر شرایط با حقیقت روبه رو شوید . هر چه زودتر به حقیقت پی
ببرید بهتر است .
بیشترین رنجش ها نه از ناحیه دشمنان ، بلکه از ناحیه
دوستان ایجاد می شوند ، رنجش شما را کسانی ایجاد می کنند که از هر کس به
شما نزدیکترند ؛ کسانی که شما را دوست دارند ؛ ممکن است از سادگی ، صفا و
صداقت شما سوء استفاده کرده باشند .
نمی گویم که برای اجتناب از این
موقعیت حالت تدافعی بگیرید . در واقع کسانی که تحت تأثیر رنجش و دلخوری سرد
می شوند و فاصله می گیرند ، بیش از سایرین به خودشان لطمه می زنند . چه
بهتر که انعطاف پذیر و باز باشید و رنجش خود را بلافاصله ابراز کنید . این
گونه می توانید از خودتان دفاع کنید . می توانید دوست بدارید و اعتماد کنید
، می توانید به دور از داوری های مبهم و مخدوش اعتماد کنید و فعالیت
نمایید .
به ندرت رنجشی از این شدیدتر است که به حقیقتی درباره خود که
علاقه ای به دانستنش ندارید پی ببرید . خود را بی دست و پا یافتن ، خود را
کمتر از آنچه می خواستید دیدن دردناک است ؛ همانطور که خود را نامهربان ،
لجوج ، خودخواه ، حریص و طماع و بی ملاحظه دیدن ناراحت کننده است . هر آینه
این صفات را در خود یافتید ، با حالت باز با آنها برخورد کنید .
بدانید
که شما هم مثل همه ی سایرین با این نقطه ضعفها روبه رو هستید . اطلاع از
نقاط ضعف خویشتن است که به انسان نیرو می دهد . بی جهت نخواهید که در همه ی
زمینه ها خود را قوی و قدرتمند معرفی کنید . در واقع وقتی نقاب بر چهره می
گذارید و "خود حقیقی " خود را پنهان می کنید ، بیش از هر زمان حرمت نفس
تان را از دست می دهید و این رنجشی است که شما شخصا برای خود ایجاد می
کنید.
روش های درمانی
** وقتی از کسی ناراحت می شوید ، ناراحتی تان را هر چه سریعتر بروز دهید .
** با درک کردن شرایط ، رنجش را از خود دور کنید .
** او را که شما را رنجانیده ، ببخشایید و بگویید که ناراحتی را فراموش کرده اید .
**وقتی
کسی تحت تأثیر رنجش های کهنه ی گذشته به عمد شما را ناراحت می کند ، به
رنجش او توجه داشته باشید و همانطور که می خواهید دیگران به سخن شما گوش
دهند ، شما هم به درد دل های آن ها توجه کنید .
** ممکن است مخاطب شما
فراموش کند که شما را رنجانیده است . این به معنای شریر بودن او نیست. شما
هم بی آنکه بدانید و متوجه باشید بارها دیگران را رنجانیده اید .
** اگر
شما به راحتی رنجش به دل می گیرید ، ممکن است در نظر دیگران به قدری
شکننده ظاهر شوید که آنها نتوانند احساساتشان را به سادگی با شما در میان
بگذارند . اشخاصی که تحت تأثیر جزیی ترین موارد، رنجش به دل می گیرند ،
دیگران را ناراحت می کنند .
** از ناراحتی خود به عنوان یک سلاح استفاده نکنید .
بیشترین
رنجش ها نه از ناحیه دشمنان ، بلکه از ناحیه دوستان ایجاد می شوند ، رنجش
شما را کسانی ایجاد می کنند که از هر کس به شما نزدیکترند ؛ کسانی که شما
را دوست دارند ؛ ممکن است از سادگی ، صفا و صداقت شما سوء استفاده کرده
باشند
به نکات زیر توجه کنید :
** سئوال کنید . اگر احساس می کنید
مخاطب شما به عمد شما را ناراحت کرده بگویید که احساس خوبی ندارید . بگویید
که دلخور شده اید . به جواب او گوش فرا دهید نیازی نیست که واکنش نشان
دهید ، همین قدر که گوش می کنید کافیست .
** تحت تأثیر ناراحتی تسلیم نشوید .
** موجز و خلاصه حرف بزنید .
** دستهایتان را بیش از اندازه تکان ندهید .
** رنجش خود را نشان دهید ، اما برای مجازات دیگران سر و صدا نکنید .
** صریح و مستقیم حرف بزنید .
** شجاع باشید .
** رنجش خود را در همان لحظه ای که آن را احساس می کنید نشان دهید .
** حقیقت را بگویید .
** همین حالا حرفتان را بزنید .

دانشمندان معتقدند در هنگامی که شما احساس نگرانی و استرس میکنید کشیدن نفسهای عمیق …

دانشمندان معتقدند در هنگامی که شما احساس نگرانی و استرس میکنید کشیدن نفسهای عمیق حال شما را بدتر میکند.
محققان
متوجه شدند در هنگامی که شما علائم استرس و نگرانی ازخود نشان میدهید
تغییر شیوه نفس کشیدن تاثیر بهتری نسبت به درمانها و داروهای روانی در
کاهش علائم ناشی از این حالات دارند. با این روش همچنین میتواند مردم را
نسبت به حملات ترس و نگرانی در آینده بیمه کرد.
حملات ترس و استرس
(panic attack) همراه با علائمی مانند افزایش ضربان قلب، عرق کردن کف دست و
نفس نفس زدن بروز پیدا میکند. بیش از ۶ میلیون نفر در آمریکا به این حالت
دچار هستندو به طور ناگهانی دچار استرس میشوند.
معمولا به انسانها در
هنگام نگرانی توصیه میشود که نفس عمیق بکشند، اما برای افرادی که دچار
نفس نفس زدنهای شدید میشوند این توصیه چندان خوب نیست. چرا که در این
حالت معمولا انسانها مقادیر زیادی دیاکسید کربن را از طریق تنفس خارج
میکند که میتواند منجر به بروز حالاتی مانند سرگیجه یا بیحسی شود. در
این هنگام احساس خفگی به انسانها دست میدهد و به همین دلیل آنها به طور
ناخودآگاه سریعتر و عمیقتر نفس میکشند انجام این کار وضعیت را بدتر
میکند.
نفس
نفس زدن به این دلیل نیست که آنها کمبود اکسیژن پیدا کردهاند، بلکه دلیل
اصلی این است که آنها به یکباره حجم هوای زیادی را از راه دهان خارج
میکنند.
به همین دلیل کارشناسان روانشناسی معتقدند در این حالت به جای نفسهای عمیق شما بهتر است نفسهای سطحی و آرام بکشید.
به
این ترتیب میزان دیاکسید کربن موجود در خون شما به حالت طبیعی باز
میگردد و کمتر احساس تنگی نفس پیدا میکنید. اما دانشمندان معتقدند آموزش
این تکنیک به افرادی که معمولا دچار نگرانی هستند چندان ساده نیست چرا که
آنها در این حالت معمولا احساس خفگی میکنند و به همین دلیل به طور
ناخودآگاه شروع به کشیدن نفسهای عمیق میکنند.
اما در صورتی که آنها با تمرین کردن این روش را کنار بگذارند ظرف مدت کوتاهی میتوانند به خود مسلط شوند و ترس را کنار بگذارند.

بیست سال بعد، بابت کارهایی که نکردهای بیشتر افسوس میخوری تا بابت کارهایی که کردهای. بنابراین روحیه تسلیم پذیری را کنار بگذار
از حاشیه امنیت بیرون بیا
جستجو کن
بگرد
آرزو کن
کشف کن
خدایـــــــــــــا !
ممــنونم ازت بابــت خیــلی چــیزا ...
یه چــیزایی که زیــاد بهش فــکر نمیکنــیم
مثلاً به بیــمارستان هایی که پــر از مریـض هــستو ما جزوه اونا نیــستیم
مــثلاً به همــین خــونه ایی که میــدونیم فــرداهم هــست و آواره ی خــیابونا نمــیشیم
مــثلاً به ایــنکه صــبح و ظــهر و شــب سیر از پــای ســفره بلند شــدیم
خــــــــــدایا از ایــن مــــثلاً ها خیــــــــــلی زیاده خیـــــــــــلی
خــــدایا بــی انــصافیه مــنو بــبخش اگــر گــاهی ....
نــه حــتما بعــضی اوقــات خــیلی خــیلی بــی انــصاف میــشم...
سوءتفاهم: آفت رابطهها...
.
.
. کافیه که برطرف نشه، میتونه یه دنیا رو به آتش بکشه! چه برسه به رابطه بین دو نفر رو!
عوامل
متعددی در روابط بین افراد تأثیر دارد. از جمله در رابطه زن و مرد (چه
ازدواج و ...) یک سری مسائلی بی اهمیّت شمرده می شود، در حالی که همین
مسائل، جزئی از زبان عشق است. یکی از آنها طرز خوابیدن دو نفر است که
کاملاً حد و اندازه علاقه دو نفر را به هم نمایان می کند.
در
واقع اینکه دو نفر یکدیگر را در آغوش بگیرند و یا به آرامی در کنار هم
بخوابند، خود باعث ترمیم و بهبود روابط بین آنها می شود. در مقابل عواملی
چون، خرو پف و دندان ساییدن در خواب، موجب سلب آرامش نفر مقابل و مشکلات
بعدی می شود و در آخر بدون اینکه عمداً این کار را بکنید، طرف شما فکر می
کند که از قصد اینکار را می کنید تا وی را آزار دهید، در حالی که شما
واقعاً خواب هستید!
در اینجا به حالاتی از نحوه خوابیدن دو نفر
کنار هم اشاره می کنیم، امّا قبل از خواندن این مقوله، یادآور می شویم که
اگر شما دقیقاً با این روشها نمی خوابید دلیل بر وجود مشکل در روابطتتان
نیست، به یاد داشته باشید هیچ چیز مطلق خوب یا بد نیست و نحوه ی خوابیدن
یک چیز شخصی و از روی عادت است.
در آغوش هم خوابیدن: خوابیدن در
حالی که نفر مقابل شما را از پشت شما در آغوش گرفته و دستانش را به دور
شما انداخته، در این حالت وابستگی و نزدیکی کاملاً بین دو نفر نمایان است،
البته لازم به ذکر است این وضعیت بیشتر مخصوص زوج های جوان و اوایل
ازدواج است. این نزدیکی جسم و چسبیدن کامل جسم به یکدیگر، سبب افزایش
امنیت و کاهش استرس بین دو نفر می شود.
به نرمی در آغوش گرفتن :
این حالت تقریباً شبیه وضعیت قبل است با این تفاوت که تماس زن و شوهر تنها
در ناحیه های دست، زانو و پاها به همدیگر است که بیشتر در زوجهایی دیده
می شود که 5 تا 6 سال از ازدواجشان می گذرد، در این حالت نیز هنوز امنیت
حس می شود.
در آغوش خوابیدن مثل ماه عسل: در این حالت همانطور که
از اسمش پیداست صورت دو طرف رو به هم است و تمام بدن از گونه تا نوک پا
کاملاً به همدیگر چسبیده و حسّ نزدیکی و وابستگی از نحوه ی خوابیدن آنها
موج می زند، به نوعی که هر دوطرف ناخودآگاه به این حالت رو می آورند.
معمولاً بعد از نزدیکی دو نفر این طور می خوابند، اگر بعد از گذشت سالها
از ازدواج باز هم این حالت ادامه یافت، نشان دهنده ی این است که هر دونفر
از ته دل وابسته یکدیگر هستند و درجه عشقشان به همان اندازه ی اول ازدواج
است.
خوابیدن شاهانه: اینکه نفر مقابل به پشت بخوابد در حالی که
صورتش رو به سقف است به طوری که برتری خود را نشان دهد و زن به روی شانه
های او تکیه دهد و در این بین زن وابستگی و تواضع خود را نسبت به عشقش
نشان می دهد. این طرز خوابیدن نشان دهنده ی تعّهد و اطمینان بین این دو
نفر است. در این حالت ممکن است سر زن به روی سینه ی مرد باشد که بیشتر در
مورد زنهای جوان و مردهای مسن دیده می شود.
حالت بودایی: در این
حالت هر دو نفر پشت به هم خوابیده امّا هنوز از پشت نیز به همدیگر چسبیدند!
در این حالت شاید در دید اول، عدم تعلق و وابستگی دو نفر برداشت شود،
امّا این به معنای این است که هنوز آنها تمایل زیادی برای سکس و تماس با
هم دارند.
به هم چسبیدن پا: بیشتر بین زوجینیست که با یکدیگر بحث
و اختلاف داشتند، به نوعی می خواهند بگویند که با هم مشکل دارند، امّا
چسبیدن پا بازهم نشانه ی مثبتیست، بدان معنی که همه چیز مثل قبل است با
این تفاوت که هر دو هنوز به یاد بحث و اختلاف هم هستند!
جدا از
هم: در این حالت زن و شوهر کاملاً از هم جدا خوابیده، بطوریکه یک نفر طرف
راست تخت و دیگری پشت به دیگری و آن طرف می خوابد. در این حالت هیچ تماس
بین دو نفر نیست، شاید در نگاه اوّل این طرز خوابیدن منفی باشد، امّا در
نگاهی دیگر می توان چنین برداشت کرد که هر دوی آنها دوست دارند طرف مقابل
راحت بخوابد و از فضای انحصاری تخت خود استفاده کند. چرا که شاید یکی عادت
دارد بالش را بغل کند و دیگری چمپاته بخوابد، یا اینکه طرف مقابل آنقدر
باز و راحت می خوابد که خود احتیاج به یک تخت دو نفره دارد! بنابراین این
طور خوابیدن ازطرفی نوعی ملاحظه کاری و از طرف دیگر نوعی راحت کردن خود از
دیگری و داشتن خوابی راحت است!
صــבای פֿــنـבه ی פֿــבآ رآ میشنـــوی؟
به آنچـــه محــال میپنـــבآری
میפֿـنـב ב
همیشه جلوی چشممان است نمی بینیمش. اگر از زاویه جدید نگاه کنیم به قول معروف یک شبه می توانیم ره صد ساله برویم.
در این گزارش شما را با ۱۰ چیز که مانع ۱۰ چیز دیگر است آشنا می کنیم:
۱. غرور مانع یادگیری
غرور مانع اصلی یادگیری است. شما حتما این ضرب المثل ایرانی را شنیده اید
"پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است" اما خودتان قضاوت کنید چند بار به خاطر
حفظ غرورمان از سوال کردن طفره رفته ایم. اغلب کسانی که در رشته های مختلف
علمی به پیشرفت رسیده اند کسانی اند که از پرسیدن نمی ترسیدند.
۲. تعصب مانع نوآوری
هیچ چیز در دنیا بیشتر از تعصب مانع نوآوری و پیشرفت نوع بشر نشده است. به
خیلی چیزها چنگ می زنیم و تعصب داریم اما نمی دانیم چرا. اگر در مورد خیلی
از باور ها و روش های زندگی مان فکر کنیم فلسفه خاصی برایش نداریم
درحالیکه شاید هر روز اجرایش کنیم. هرکسی که توانسته زیان های جبران ناپذیر
تعصب بیجا را در زندگی اش کشف کند درهای تازه ای به رویش باز شده و دنیا
را از منظر جدیدی دیده است.
۳. کم رویی مانع پیشرفت
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. اگر تمام جهان بگویند شما
انسان بااستعدادی هستید تا زمانی که عقاید و افکارتان در ذهنتان باقی بماند
نمی توانید پیشرفت کنید. دیگران با دیدن چهره موجه و رفتار شما به ارزش
های شما پی نخواهند برد. تنها زمانی که لب به سخن بگشایید می توانید به
پیشرفت دست یابید.
۴. ترس مانع ایستادن
ترس مانع اصلی ثابت قدمی و پایبندی انسان بر اعتقاداتش است. ترس از قضاوت
دیگران، ترس از طرد شدن، ترس از عدم موفقیت سبب می شود شما هرچقدر هم به
درست بودن چیزی ایمان داشته باشید برای داشتن و عمل کردن به آن کاری نکنید.
5. تخیل مانع واقع بینی
انسان بی رویا غیر قابل تحمل است چه برای خودش و چه برای دیگران اما زندگی
در تخیلات و توهم باعث می شود ما در دنیایی غیر حقیقی زندگی کنیم و زمانی
از خواب غفلت بیدار شویم که خیلی دیر است.
۶. بدبینی مانع شادی
انسان بد بین زندگی را به کام خود و نزدیکانش تلخ می کند. این جور افراد
دربهترین قصر ها و زیبا ترین بنا ها به دنبال ترک های دیوار اند. باور کنید
این زندگی برای هیچ کس به اندازه خودشان سخت نیست. شما می توانید از آنها
پرهیز کنید اما خودشان به هیچ وجه نمی توانند از دست خودشان فرار کنند.
۷. خود شیفتگی مانع معاشرت
حیات بشر به تعامل با دیگران بستگی دارد. بنابراین ما ناچار هستیم با
دیگران ارتباط برقرار کنیم. اما هیچ کس خواهان هم نشینی با انسان خود شیفته
نبوده و نخواهد بود.
۸. شکایت مانع تلاش گری
آنکه دائما در پی مقصر و شکایت و شماتت دیگران است عملا دست از تلاش
برداشته چون مشغول یافتن مقصر است! به همین سادگی زندگی تان را هدر ندهید.
۹. خود بزرگ بینی مانع محبوبیت
همه انسان ها دوست دارند در نظر دیگران به بهترین شکل دیده شوند اما وقتی
دائما خودمان را در موضع قدرت و برتری قرار می دهیم سایرین را بیزار می
کنیم و از خودمان فراری می دهیم.
۱۰. عادت کردن مانع تغییر
عادت مانع تغییر است و باعث می شود سالهای سال در یک مکان ، زمان، موقعیت و شرایط درجا بزنیم.

جملات
زیر را به دقت بخوانید و با توجه به اینکه تا چه اندازه احساسات شما را
توصیف میکنند، به آنها نمرهای از صفر تا ۵ بدهید. مقیاس نمرهدهی به صورت
زیر است.
۱ـ ارتباط نزدیکم را با کسانی که دوستشان دارم حفظ میکنم.
۲ـ با اعضای خانوادهام به خوبی کنار میآیم.
۳ـ زندگیام سرشار از عشق است.
۴ـ به کارگیری استعدادهایم کمک بزرگی به دیگران میکند.
۵ـ کارم را دوست دارم.
۶ـ در کارم به خوبی از استعدادهایم بهره میبرم.
۷ـ حداقل سه دوست صمیمی دارم که منظم اوقاتم را با آنها سپری میکنم.
۸ـ دوست خوبی هستم.
۹ـ دیگران در صورت نیاز، از من درخواست کمک میکنند.
۱۰ـ از مهربان بودن با دیگران احساس رضایت عمیقی میکنم.
۱۱ـ قلباً ترجیح میدهم که در روابطم اعطاکننده محبت باشم تا گیرنده آن.
۱۲ـ به نیازها و احساسات دیگران بسیار حساسم.
۱۳ـ زندگیام سرشار از فعالیتهای برانگیزاننده است.
۱۴ـ چالشهای هیجانانگیز را سرلوحه زندگیام قرار میدهم.
۱۵ـ به فعالیتهای متعددی علاقه دارم که میتوانم به آنها بپردازم.
۱۶ـ از خودم خوب مراقبت میکنم.
۱۷ـ وقتی را برای استراحت و تفریح در زندگیام در نظر میگیرم.
۱۸ـ تندرستم.
۱۹ـ به داشتن شخصیت جذاب و دلپذیر شهرت دارم.
۲۰ـ در هر موقعیتی، نیمه پر لیوان را میبینم.
۲۱ـ معتقدم همه چیز بالاخره درست میشود.
۲۲ـ در شرایط پر استرس عملکرد خوبی دارم.
۲۳ـ در اولویتبندی زمان و توان لازم برای انجام امور کفایت دارم.
۲۴ـ به سادگی میتوانم تا تمام شدن کارها از تفریح خودداری کنم.
۲۵ـ در هر شرایطی و با هر موقعیتی، با آرامش برخورد میکنم.
۲۶ـ استرسی که تجربه میکنم در حدی است که زندگیام را جالب کند.
۲۷ـ به ندرت تمام وقت خود را صرف انجام کار میکنم و زمانی را به خودم اختصاص میدهم.
۲۸ـ از زندگیام رضایت دارم.
۲۹ـ شاد بودن را به همه چیز ترجیح میدهم.
۳۰ـ در مورد آیندهام خوشبین هستم.
جمع کل از ۱۵۰ نمره
نتیجه :
ـ پایینتر از ۸۰ : افرادی که نمرهشان زیر ۸۰ است شادکام نیستند و
نیاز به تغییر سبک زندگی دارند. غم و ناراحتی در زندگی این افراد از جمله
هیجانات غالب است.
ـ ۸۰ـ ۱۲۰: این افراد را نمیتوان بسیار غمگین نامید. همانطور که
نمیتوان آنها را شاد توصیف کرد. اگر نمره شما در این حدود قرار دارد، به
راهبردهای این شماره برای افزایش شادکامی توجه کنید و سعی کنید نگرش
مثبتتری به زندگی داشته باشید.
ـ بالاتر از ۱۲۰: اگر نمره شما بالاتر از ۱۲۰ است، باید گفت که شما فردی شاد هستید و تلاش کنید نگرشها و هیجانات مثبتتان را در همین سطح حفظ کنید.
توکل بر خداوند، از عوامل شادی آفرین است؛ زیرا خداوند قدرتی بی انتهاست و دل بستن به او، مایه آرامش و نشاط است.
آنــﮧ! تــڪـرار غــریــبــانـــﮧ روزهــایــت چـگــونــــﮧ گــذشت ، وقــتــی روشــنی چــشــمهایت ، در پـشــت پــرده هــاے مــﮧ آلــود انــدوه ، پــنـهــاטּ بـود . با مــن بــگو از لحـظــﮧ لــحــظــﮧ هــای مـبــهــم ڪــودڪــی ات ، از آیـا مــی دانــی ڪـﮧ در هـجـوم و در گــیــر و دار مــلـال آور دوراטּ زنـدگی ات ، حـقـیـقـت زلالـــی دریاچــﮧ نـقـره ای نـهــفـتــﮧ بــود؟ آنـــﮧ! اڪـنوטּ آمــده ام تا دسـتهــایت را به پـنـجــﮧ طلایی خورشید دوستی بسپاری ، در آبــی بـیـڪراטּ مــهــربــانــی هــا بـــﮧ پــرواز درآیی ، و آیـنـک آنــﮧ! شــکفــتن و ســبز شــدטּ در انتــظــار تـوســت ، در انـتــظار تو ... 
تــنــهــایــی مـعـصـومـانـــﮧ دسـتهایـت ،درد هــا و غــم هــایت ،
گفته بودم که خونه تکونی دارم....
شرمندم دیگه پاک شدین...

ممکن
است تا به حال هزاران مرتبه این ضرب المثل را شنیده باشید که هر مردی فقط
در حالتی به مرتبه های عالی می رسد که زنی کاردان و مناسب در کنارش باشد.
مطمئناً
شما خیلی کارها را می توانید خودتان انجام دهید، اما یک سیستم پشتیبانی
قوی می تواند بیشتر به شما کمک کند. و این پشتیبانی می تواند از داخل زندگی
خودتان سرچشمه بگیرد. چنین همسری چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
او باید شخصیت خودش را داشته باشد
اگر
شخصیت حمایت کننده و مثبتی داشته باشد، می تواند شخصیت شما را هم تقویت
کند. این به آن معنی نیست که او نمی تواند فرد مستقلی برای خود باشد. ممکن
است بگویید من از زنان مستقل خوشم می آید. اما یک زن مستقل هم باید طوری
رفتار کند که شما احساس مرد بودن کنید نه کم تر از آن.ممکن است بپرسید که
من چرا به جای دادن درس هایی راجع به قدرت و ثروت، با شما در مورد این
مسائل صحبت می کنم.
اما مسئله ای که نباید فراموش کنید این است که
داشتن یک همسر خوب به اندازه همه اینها مهم است. زیرا با داشتن یک همسر
کاردان در کنارتان، بخت و اقبالتان برای پول درآوردن بیشتر خواهد شد. این
یکی از درس های مهم در تجارت است که خیلی از مردها هیچوقت یاد نمی گیرند.
زن خوب و کاردان به که می گویند؟
یک
زن خوب کسی است که شما را دوست داشته باشد، از شما حمایت کند، در عین حال
که مدیریت خانه را هم انجام می دهد و بتواند خطاهای شما را ببخشد. او فردی
باهوش، فهمیده و خوش قلب است که هیچ نشانی از خود خواهی ندارد. او باید به
شما اختیار کامل داده و قدرتمندتان کند. اگر زیبا هم باشد که دیگر هیچ. اگر
با همچنین زنی برخورد کردید، حتماً از او خواستگاری کنید.
در مورد
زنانی که فقط به خودشان فکر می کنند، همیشه عقایدشان را بیان می کنند و یا
شما را خوار و خفیف می کنند بسیار محتاط باشید. چون به اندازه کافی دشمن
در زندگی دارید، دیگر نیازی نیست یکی را هم در خانه نگه دارید. در ضمن شما
به فردی که دائماً در حال رقابت است هم نیازی ندارید چون به اندازه کافی در
زندگی کاریتان با چنین افرادی رو به رو می شوید.
زنان حریص کاری نمی کنند مگر اینکه شما را نابود کنند
حساب
بانکی تان را خالی می کنند و به شما احساس یک مرد ورشکسته را می دهند. پس
چرا به سمت انسان های مادی، سطحی نگر مثل این ها بروید؟
نکته آخر
اینکه به خاطر داشته باشید که نمی توانید یک زن خوب و کاردان را گوشه
خیابان پیدا کنید. این یک کم شانس می خواهد. پس اگر نتوانستید زن خوب پیدا
کنید، حداقل یکی را پیدا کنید که بد نباشد.
نقش همسر
یک
همسر خوب باید قبل از هر چیز از مردش حمایت کند. این حمایت هم عاطفی است و
هم دنیایی. یک همسر خوب می داند که پخش کردن مسائل خصوصی زندگیش اصلاً کار
درستی نیست و باید رازدار باشد.
همسر شایسته همسری است که شما را تا انتهای راه در خوشی و ناخوشی یاری کند و برای شما بهترین دوست باشد.
نقش مادر
مادر
بودن خیلی مهم است. مادر موجودی مقدس است. او باید توانسته باشد احترام
شوهر و فرزندانش را جلب کرده باشد. به همین دلیل است که وقتی می خواهید
ازدواج کنید، دعای مادر باید حتماً پشت سرتان باشد.
همیشه قدرتمندتر خواهیم شد!
یک
مرد زمانی قدرتمند تر خواهد شد که زنی او را قدرتمند کند. اگر چنین زنی
پیدا کردید، دورش حصاری بکشید، با او ازدواج کنید، تشکیل خانواده بدهید
و... زیرا زن کاردان و وفادار شما را تا بالاترین ها می برد.
منبع:تبیان
یه خونه تکوونیه حسااابی
یه سری از وبایی که سر نمیزنن تا آخر هفته حذف میشن
و دیگه هیچوقت لینک نمیشن...
باید به بعضیا گفت اگــه هیچی بـه روت نمیارم فـکــــر نکن نفهمم ارزشش رو نــداری.....
«عشق را نباید تمنا کرد» این سخن و طرز تفکر در بسیاری از زنان وجود
دارد و حال آنکه در باطن و وجود خود این عشق را خواستارند و طالب حمایتند از نیازهای اختصاصی زنان و به اصطلاح ونوسیها دریافت توجه و حمایت است.
زن و مرد به لحاظ جنسیت خود در غالب مواقع دارای نیازهای اختصاصی هستند.
در گرو شناخت این نیازها و برطرف نمودن و توجه به طلب هر یک از آنان است که
همسران در زندگی زناشویی میتوانند روابط موثر و راضی کنندهای را برای
یکدیگر ایجاد کنند و در جهت رشد و شکوفایی عشق تلاش موثر داشته باشند. نیاز
به حمایت و توجه و محبت از جمله این نیازهاست. زنان به جهت عواطف و
احساساتی که دارند خود حامیان مطلوبی هستند. و هر اندازه به کسی محبت و عشق
بیشتری داشته باشند حمایت خود را بیشتر نثار او میکنند. اما در قبال این
بذل توجه و اعتنا خود نیز خواهان توجهند و بر این باور است که اگر اطرافیان
و به ویژه همسر او، به او علاقمند است قاعدتاً باید او نیز این طلب و
خواسته را درک کند و از حضور آن آگاه باشد. و این در حالی است که ویژگیهای
اختصاصی مردان چنین اقتضاء میکند که نیاز را از زن بشنوند و درخواست را
به وضوح مطلع شوند در غیر این صورت انگیزهای برای این اقدام ندارند. زنان به جهت عواطف و احساساتی که دارند خود حامیان مطلوبی هستند. و هر
اندازه به کسی محبت و عشق بیشتری داشته باشند حمایت خود را بیشتر نثار او
میکنند. اما در قبال این بذل توجه و اعتنا خود نیز خواهان توجهند. در
مقابل عدم در خواست زن، مرد تصور میکند که وظایفش را به خوبی انجام داده و
همسرش را از این بابت اقناع نموده است. و حال آنکه بر خلاف تصور بسیاری،
عشق تمنا کردنی است. نیاز است که زن، همسر خود را از خواسته خود آگاه کند و
پیش از آنکه در وجودش خشمی حاصل از عدم توجه و حمایت به وجود آید مرد را
از وجود این طلب مطلع کند. چرا که عدم ابراز نیاز باعث میشود که فرد پس از
سالها ارائه خدمات احساسی روزی به اعلام احساسات خود دست بزند که در وجود
خود میزانی از خسران و تضرر را دریافت کند و چنین حالاتی منجر به اعلام
نیاز از نوع آمرانه و با لحنی نه چندان خوشایند خواهد شد. در اینجا بدون حل مشکل پیشین با مشکلی جدید و تازه روبرو میشویم. چرا
که مردان در قبال درخواستهای دستور گونه واکنش نشان داده و برخلاف میل
درونی ممکن است از برآوردن درخواست ممانعت بعمل آورند. فراموش نکنید که
تقاضا یک دستور نیست. اگر لحن شما تحکمی باشد هر قدر هم جملات را با دقت
انتخاب کنید. اثر منفی خواهد گذاشت. پس از بیان این مطلب مهم قصد داریم نکاتی را جهت کیفیت بهتر این درخواست به شما یاد آور شویم. 1- کوتاه و مختصر صحبت کنید. بسیاری از زنان تصور
میکنند که باید درخواست خود را با توضیحات فراوان بیان کنند و حال آنکه
مردان در قبال سخنان طولانی شنونده خیلی توانا و موفقی نیستند. 2- با صراحت درخواست کنید. زنان تصور میکنند که
بیان صریح خواسته، مرد را دچار عکسالعمل منفی نموده لذا سعی میکنند صحبت
خود را با پیچیدگی ابراز کنند. به عنوان مثال در زمانی که خواهان کمک مرد
برای انتقال میوهها از داخل ماشین به آشپزخانه هستند به غلط بیان میکنند
"میوه داخل اتومبیل است." در صورتی که با چنین بیانی برداشت غیرصحیح را در
ذهن همسر خود تشکیل میدهند. صورت صحیح این درخواست این است" ممکنه میوه را
به آشپزخانه ببری؟" ویژگیهای اختصاصی مردان چنین اقتضاء میکند که
نیاز را از زن بشنوند و درخواست را به وضوح مطلع شوند در غیر این صورت
انگیزهای برای این اقدام ندارند. 3- از کلمات مناسب استفاده کنید. گاهی افراد فکر
میکنند برای خارج کردن لحن کلام از حالت آمرانه میتوان از کلمه
«میتوانی» استفاده کرد. در حالی که در نظر مرد استفاده از این کلمه یعنی
عدم اعتقاد به تواناییهای او. اما اگر در تقاضای خود از کلمات خواهشی مثل"
لطفا"استفاده کنید مرد انجام آن را وسیلهای برای ابراز محبت میداند. اگر اندکی خواهان تغییر و تحولهای عظیم در زندگی خود هستید بهتر است این تفاوتهای باریکتر ز مو را بشناسید.
.
.