خواب
بِه هَمـه چیز فِکر کَـرده اَم
بیشتَر بِه تُــو
وَ می دانَــم کِه خوابــے
وَ قَبل اَز بَسته شُدَن چَشــم هآیَـتــــ
بِه هَمه چیــز فِکــر کَرده ای
جُـــز مَـ ن!!!
مقدمه ای بر اوتیسم (در خودماندگی)
مشخصه اوتیسم محدودیت شدید و بنیادی در چندین زمینه مهم رشد می باشد: تعامل و ارتباط و
همچنین رفتار متقابل اجتماعی و توانایی بهره گیری از تخیلات. جهت تشخیص اوتیسم لازم است که
علائم رفتاری در تمام زمینه های ذکر شده فوق قبل از سن 3 سالگی در شخص موجود باشند. حتی
در صورتی که والدین متوجه شوند که در دوران شیرخوارگی مشکلاتی وجود دارد، تشخیص اوتیسم
پیش از سن هجده ماهگی بسیار دشوار است. دلیل این امر اینست که انحرافات رفتاری که برای تأیید
تشخیص به کار می روند هنوز تا این سن تکامل نیافته اند.
اغلب کودکان مبتلا به اوتیسم دارای اختلالات رشد نیز می باشند، اگرچه تعداد کمی نیز دارای رشد
طبیعی هستند. همچنین بسیاری نیز مبتلا به صرع می باشند و معلولیتهای بینایی و شنوایی در این گروه
بسیار شایع است. افراد مبتلا به سندروم آسپرگر، که وضعیتی شبیه به اوتیسم است، رشد طبیعی دارند.
به طور تقریبی 1 تا 2 کودک در هر هزار کودک مبتلا به اوتیسم می باشد، یعنی هر سال در سوئد
یکصد کودک مبتلا به اوتیسم متولد می شود. در صورت محاسبه اوتسیم و وضعیتهای شبه اوتیسم،
یا به عبارت دیگر کل طیف تشخیصهای اوتیسم، این رقم در سوئد به حداقل 6 کودک در هر هزار
کودک می رسد. همین ارقام در میان ملتهای دیگر در سراسر جهان نیز مشاهده می شود. پسران بسیار
بیشتر از دختران به اوتیسم مبتلا می شوند.
چه چیز باعث ابتلا به اوتیسم می شود؟
اوتیسم یک وضعیت تعریف شده رفتاری است اما بوسیله چندین اختلال متفاوت شناخته شده و شناخته
نشده مربوط به اعضاء در عملکرد مغز به وجود می آید که بر رشد توانایی مغز برای به کار بردن
اطلاعات تأثیرگذار هستند. در بسیاری از موارد اغلب یکعنصر ژنتیکی نیز وجود دارد. شیوه تغییر
یافته برداشت اطلاعات، نظیر اکتساب، پردازش و بکارگیری اطلاعات، فراگیری چیزهای جدید و
رفتار به شیوه ای با سازگاری مناسب، به انحرافات رفتاری منجر می شوند که قابل مشاهده می باشند.
اوتیسم چگونه ظاهر می شود؟تعامل اجتماعی
دشواری در تعامل متقابل اجتماعی اغلب قابل توجه ترین جنبه اوتیسم می باشد. نوزاد ممکن است حتی
از سنین بسیار پایین در استفاده و فهم تماس چشمی، حالات چهره، ایما و اشاره، لحن های مختلف صدا
و غیره در تماس با افراد دیگر دچار مشکل باشد. بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم هیچگونه رابطۀ
متقابل احساسی یا اجتماعی از خود نشان نمی دهند و به شکل خودانگیخته در شادیهای خود با والدین
شریک نمی شوند یا برای راحتی آنها را بروز نمی دهند. کودکان مبتلا به اوتیسم همیشه به کودکان
همسن خود علاقه نشان نمی دهند، اما حتی اگر علاقه نیز نشان دهند معمولاً در دوستیابی و حفظ
دوستان خود دچار مشکل می باشند.
ارتباط
افراد مبتلا به اوتیسم برای توانایی حرف زدن دچار تأخیر می باشند یا فاقد آن هستند و آن را با
استفاده از دیگر راههای غیر کلامی برقراری ارتباط جبران نمی کنند. در حدود نیمی از کودکان مبتلا
به اوتیسم هیچگاه شروع به حرف زدن نمی کنند. در میان کودکانی که حرف می زنند انواع بسیار
متفاوتی وجود دارد. برخی تنها از کلمات تکی استفاده می کنند. دیگران کلمات زیادی را به کار می
برند و صحیح صحبت می کنند اما اغلب اصطلاحات کلیشه ای یا چیزهایی را که دیگران گفته اند
بدون توجه به موقعیت تکرار می کنند. تعداد کمتری دارای زبانی با رشد کامل می باشند که آن را به
شکل خودانگیخته صحبت می کنند. با این وجود همگی در آغاز و ادامه مکالمه دارای مشکل می باشند
و همه آنها در فهم زبان نقایصی دارند. به ویژه فهم آنان برای معانی عمیق تر زبان دارای نقایصی می
باشد. حتی در میان افرادی که دارای مجموعه لغات بیشتری می باشند و به شکل خودانگیخته صحبت
می کنند، شایع است که آنان دارای تعبیری ثابت و تحت اللفظی از زبان می باشند.
رفتار
کودکان مبتلا به اوتیسم اغلب دارای مجموعه رفتار، علائق و فعالیتهای محدودی می باشند که با الگویی
تکراری و کلیشه ای به آنها می پردازند. نمونه هایی از این دست از قرار زیر می باشند: تمرکز شدید بر
روی فعالیتی نظیر چرخاندن چرخهای یکماشین اسباب بازی یا ردیفکردن اسباب بازی ها به دفعات
متعدد، اما نه بازیهای خودانگیخته و متنوع تظاهرگونه و ایفای نقشهای گوناگون برای بازی. تمرکز بر
روی اشیاء مختلفشایع است، همچنین تمرکز بر روال امور و عادات بسیار پیچیده که باید دقیقاً هر بار
به همان صورت تکرار شوند. تغییر چنین روالها و رسمهایی ممکن است موجب بروز ناگهانی یأس یا
خشم شود. تحمل هرگونه تغییری، مانند قرار گرفتن چیزی در جای متفاوت یا انجام کاری با ترتیبی غیر
از ترتیب معمول نیز می تواند برای فرد مبتلا به اوتیسم دشوار باشد. کودکان کمی بزرگتر و دارای رشد
یکجانبه ای نظیر جداول زمانی، تاریخ تولد « علائق ویژه » بهتر ممکن است به ویژه در دوره های زمانی
دیگران، جمعیت تمام شهرهای سوئد و غیره داشته باشند. همچنین تکان دادن مداوم دست، تکان دادن
خود به عقب و جلو و راه رفتن روی نوکپنجه پا در میان کودکان مبتلا به اوتیسم شایع است.
علاوهبر رفتارهایمبنایتشخیصدرسهزمی نهنامبردهشدهدربالا، علائمدیگرینیزدر اوتیسمشایع است:
حساسیتبیشازحد یاحساسیتبسیارکمبه برخیصداها،لمس ها،بوهاوغیره؛دوره هایبیشفعالیو
اختلالاتدر خوابو خوردن غذا و غیره. هیچ یکاز این موارد برایتشخیصابتلا به اوتیسمضروری نیستند.
انواع بسیار مختلفافراد مبتلا به اوتیسم اغلب از جهات بسیاری با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، اما تأثیر ابتلا به اوتیسم
همواره بسیار جدی است. به عنوان مثال، گفته می شود که شدت اوتیسم از شدید تا خفیف متفاوت
است، به همین ترتیب میزان توانایی ها نیز می تواند از اختلال شدید عملکردی مربوط به رشد تا میزان
بسیار بالاتر از حد متوسط متفاوت باشد. همچنین در افراد مبتلا به اوتیسم وجود وضعیتهای دیگر نظیر
سندروم های ژنتیکی مختلف، صرع، افسردگی یا اختلالات توجهی/بیش فعالی و دیگر موارد شایع
است. از این رو ممکن است فرد به عنوان بخشی از یکنقصچندگانه، مبتلا به اوتیسم شدید همراه
با یکنقصشدید یا متوسط رشد و صرع باشد و بنابراین بیشترین نقصعملکردی را داشته باشد یا
دارای شدت کمتری از اوتیسم و توانایی بالا باشد.
تفاوتهای میزان شدت تظاهرات رفتاری برای اوتیسم بسیار زیاد می باشند و به شخصیت، سن و میزان
رشد فرد نیز بستگی دارند.
چه کار می توان کرد؟
اوتیسم یک نقص عملکردی مادام العمر است. در حال حاضر هیچگونه معالجه ای برای اوتیسم وجود
ندارد. از سوی دیگر، بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم می توانند با تلاشهای آموزشی زود هنگام،
درست برنامه ریزی شده و طراحی شده برای هر فرد در یک محیط مناسب ویژه رشد قابل ملاحظه
ای داشته باشند. یکی از اهداف اصلی کمک به کودک برای تکامل برقراری ارتباط عملکردی است.
آموزش باید بر آگاهی از شیوه های منحصر به فردی که کودکان مبتلا به اوتیسم فرا می گیرند،
تجزیه و تحلیل کاربردی رفتار) و آموزش مبتنی بر ) ABA متمرکز باشد. استراتژی های مختلف
درمان و آموزش کودکان مبتلا به اوتیسم و دارای معلولیت ارتباطی مربوط) نمونه ) TEACCH برنامه
هایی از این استراتژی های آموزشی طراحی شده خاص برای افراد مبتلا به اوتیسم می باشند.
کشف، معاینه و تشخیص زود هنگام در مرحله نخست قرار دارند. مرحله بعد ارائه اطلاعات دقیق
برای والدین و دیگر افراد مربوطه و آموزش آنان در اسرع وقت می باشد. این موارد به همراه انجام
اقدامات پیشتیبانی سریع که درست برنامه ریزی و برای هر فرد به طور خاص طراحی شده اند، مبانی
طولانی مدت برای ایجاد امکان کمک به رشد کودک می باشند. یک مهدکودک و آموزش های
متعاقب آن در مدرسه که به طور خاص طراحی شده اند، پیش نیازهای مهمی برای کودک می باشند؛
همین طور فعالیتهای روزانه و محیط متناسب در خانه به همین اندازه برای افراد بزرگسال اهمیت
دارند. نوجوانان و افراد بزرگسال ممکن است برای توسعه بیشتر مهارتهایی که هدف آنها افزایش
استقلال و مشارکت است، نیاز به دسترسی مداوم به اقدامات آموزشی داشته باشند، حتی در صورتی
که این اقدامات در دوران اولیه انجام شده باشند. افراد دارای عملکرد بالا ممکن است به کمکهای
متفاوتی جهت ساماندهی تحصیلات خود و دسترسی به انواع مختلف فعالیتهای مناسب روزانه نیاز
داشته باشند.
اغلب افراد مبتلا به اوتیسم در بزرگسالی و برای بقیه عمر خود نیازمند کمکو پشتیبانی گسترده می
باشند. با این وجود، برخی افراد ممکن است نسبتاً مستقل شوند.
طیف اوتیسم چه چیزهایی را شامل می شود؟
طیف اوتیسم یک اصطلاح جمعی برای بسیاری از تشخیصهایی است که دارای علائم مشابه می باشند.
سندروم اوتیستیک یکسندروم کامل در طیف اوتیسم می باشد که اغلب به صورت مختصر
گفته می شود. اغلب افراد مبتلا به اوتیسم دارای اختلالات رشد نیز هستند. با این وجود حتی « اوتیسم »
افراد دارای رشد طبیعی نیز ممکن است مبتلا به اوتیسم باشند. به این حالت اغلب اوتیسم با عملکرد بالا
اطلاق می شود که صحیح تر است گفته شود یکفرد با عملکرد بالای مبتلا به اوتیسم.
سندروم آسپرگر، اوتیسم در افراد دارای رشد عادی یا رشد زیاد می باشد که در آن مشکلات
زبانشناختی مشاهده شده در اوتیسم وجود ندارد.
وضعیت شبه اوتیسم، اوتیسم بی قاعده یا انواع دیگر اختلالات فراگیر رشد اغلب به عنوان مترادف
یکدیگر به کار می روند. این تشخیصها بدین معنا هستند که که فرد مزبور دارای تمام معیارهای
اوتیسم یا سندروم آسپرگر نمی باشد، اما با این وجود دارای مشکلاتی با ماهیت مشابه می باشد.
اختلال فروپاشی کودکی بسیار نادر است و بدین معناست که کودک پس از سن 2 یا 3 سالگی مبتلا
به اوتیسم می شود. کودک تا این سن دارای رشد عادی است.
چه تعدادی مبتلا به اوتیسم هستند؟
هنوز مشخصنیست چه نسبتی از جمعیت مبتلا به اوتیسم و یکی دیگر از معلولیتهای عملکردی قرار
گرفته در طیف اوتیسم می باشند. بر اساس بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه، می توان به تخمین
های زیر رسید. هیچ بانکاطلاعاتی در مورد افراد مبتلا به اوتیسم در سوئد وجود ندارد.
اوتیسم
تخمین زده می شود که 1 تا 2 کودک در هر هزار کودک مبتلا به اوتیسم می باشند. این بدان
معناست که حداقل 1500 تا 3000 کودک 4 تا 17 ساله در سوئد مبتلا به اوتیسم می باشند. این رقم در
شهر استکهلم 300 تا 600 کودک است.
تمام طیف اوتیسم
تخمین زده می شود که تمام طیف اوتیسم 6 نفر در هر هزار نفر را تشکیل دهد. برای سوئد این به
معنای تقریباً 9000 کودک می باشد، در حالیکه در شهر استکهلم 1600 کودک و نوجوان در سنین 4
تا 17 سال وجود دارد. تردید بیشتری در مورد تعداد کودکان مبتلا به سندروم آسپرگر وجود دارد، اما
تعداد این گروه از افراد مبتلا به اوتیسم بیشتر است.
عملاً هنوز هیچ مطالعه ای در مورد تعداد بزرگسالان مبتلا به اوتیسم یا وضعیتهای شبه اوتیسم انجام
نشده است.
![]()
وقتی به دیگران میرسید چگونه رفتار میكنید؟
موقع عصبانیت چهطور واكنش نشان میدهید؟
وقتی كسی به شما محبت میكند از رفتار او چه برداشتی میكنید ؟ ....
و چگونه به آن پاسخ میدهید ؟
همگی با نوع شخصیت شما ارتباط دارد. پس به عبارت دیگر میتوان گفت كه شخصیت ما از مجموعهای از افكار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واكنشها تشكیل شده است كه از نوجوانی و جوانی در ما شكل میگیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبههای زندگی سایه میافكند و در طول زندگیمان تقریبا الگوی ثابتی دارد...
اما شخصیت سالم واقعا چگونه است، چه خصوصیاتی دارد یا باید چه
كیفیتی داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است دوباره به تعریف بالا
درباره شخصیت نگاهی بیندازیم و به چند نكته دقت كنیم. اول اینكه فراگیر
بودن و تاثیرگذاری بر جنبههای مختلف زندگی از شرایط اصلی شخصیت است. به
این معنی كه شخصیت یک فرد تقریبا در همه برخوردها و شرایط مختلف زندگی او
تاثیرگذار است.
نكته دوم ثبات نسبی این خصوصیات در طول زندگی
است. به این شكل كه پس از شكلگیری در اوایل دوران جوانی، ادامه مییابند و
با گذشت سالیان تفاوت كمی میكنند. به همین علت است كه نمیتوان انتظار
داشت افراد پس از ازدواج، زیاد تغییر كنند. نكته دیگر اینكه شخصیت هم شامل
افكار، عقاید و برداشتهای فرد است، هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم
توانایی كنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات. بالاخره اینكه رفتار و
برخوردهای ما در شرایط گوناگون نیز بخش مهمی از شخصیتمان را تشكیل
میدهند.
پس شخصیت من را در صورتی میتوان سالم دانست كه اولا صفات
اخلاقیام باعث شود تا بتوانم روابط مناسب و پایداری با بیشتر افراد برقرار
نمایم، بتوانم هیجانات و احساسات شدید و ناگهانی خود را كنترل كنم یا آنها
را به شكلی جامعهپسند بروز دهم و رفتارم با هنجارهای جامعهای كه در آن
زندگی میكنم تفاوت اساسی نداشته باشد یا به عبارت دیگر بتوانم به شكل
مناسبی خودم را با این هنجارها وفق بدهم. افراد دارای شخصیت سالم میتوانند
حتی در شرایطی كه برایشان دلخواه نیست خود را كنترل كنند و به شكلی از خود
انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط محیطی اقدام لازم را بكنند. خوب اگر
شما هم مثل من همه این خصوصیات را ندارید، لازم نیست خیلی نگران یا از خود
ناامید شوید. اگر حتی برخی از اینها را هم داشته باشید به احتمال زیاد شما
اختلال شخصیت ندارید!
